Thumbnail for پرگار: جبر و اختیار by BBC Persian

پرگار: جبر و اختیار

BBC Persian

22m 51s2,937 words~15 min read
YouTube auto captions
Transcript source

YouTube auto captions

This transcript was extracted from YouTube's auto-generated caption track. The transcript below is server-rendered so it can be read, searched, cited, and shared without opening the original YouTube player.

Timestamped outline
Pull quotes
[0:01]انسان تا چه حد مختار است؟ وقتی از اختیار و اراده آزاد انسان حرف می‌زنیم منظور من چیست؟ می‌توان اعتقاد به اراده آزاد انسانی را با تعیین‌گرایی و جبر جمع کرد؟
[0:39]فردی که معتاد به مواد مخدر است، پولی که برایش مانده را به جای نان صرف مواد مخدر می‌کند.
[0:39]در هر دو سوی مرزی که ساحت دینی را از غیردینی جدا می‌کند، هم معتقدان به اختیار و اراده آزاد انسانی داریم و هم معتقدان به تعیین‌گرایی و جبر.
[0:39]در هر دو سوی این مرز هم معتقدان به امکان سازگاری حدی از اختیار انسانی با حدی از تعیین‌گرایی داریم و هم معتقدان به ناسازگاری این دو.
Use this transcript
Related transcript hubs

[0:01]انسان تا چه حد مختار است؟ وقتی از اختیار و اراده آزاد انسان حرف می‌زنیم منظور من چیست؟ می‌توان اعتقاد به اراده آزاد انسانی را با تعیین‌گرایی و جبر جمع کرد؟

[0:39]سلام به بینندگان پرگار. فردی که معتاد به مواد مخدر است، پولی که برایش مانده را به جای نان صرف مواد مخدر می‌کند. آیا او به عنوان یک فرد مختار تصمیم گرفته؟ آیا اراده آزاد او در این عمل دخیل بوده؟ مختار بودن انسان را چطور می‌توان تعریف کرد؟ اینکه او می‌توانست به جای این اقدام منشأ اقدامی دیگر شود؟ ولی چه چیز منشأ عمل ماست؟ آنچه که قدرت انتخاب نامیده می‌شود یا روندهای روانی و بیولوژیکی که غالباً تصور می‌کنیم بر آنها احاطه داریم حال آنکه علم چنین تصوری را به چالش کشیده است. از آن گذشته آیا عمل ما در خود ما منشأ دارد در شرایطی که گفته می‌شود خداوند از آن آگاهی پیشینی دارد؟ سال‌ها و جواب‌ها چنان غامض‌اند که بحث اراده آزاد انسان و امکان سازگاری آن با تعیین‌گرایی یا به اصطلاح رایج جبر را به یکی از دشوارترین مباحث فلسفی تبدیل کرده است. در هر دو سوی مرزی که ساحت دینی را از غیردینی جدا می‌کند، هم معتقدان به اختیار و اراده آزاد انسانی داریم و هم معتقدان به تعیین‌گرایی و جبر. در هر دو سوی این مرز هم معتقدان به امکان سازگاری حدی از اختیار انسانی با حدی از تعیین‌گرایی داریم و هم معتقدان به ناسازگاری این دو. این منظره پیچیده از آرا و عقاید بر دشواری این بحث افزوده. به همین دلیل در برنامه این هفته به جای مناظره جناح‌های فکری مختلف احتمالاً ما بیشتر بر طرح مباحث مباحث در مورد اراده آزاد انسان و تعیین‌گرایی متمرکز خواهیم شد. شرکت کنندگان در این برنامه تجلی کشاورز، استاد دانشگاه در دانشگاه وست مینستر لندن، آقای کشاورز متخصص مهندسی پزشکی‌ست. رضا مسیبی، استاد فلسفه در دانشگاه ماینتس آلمان، و محمدرضا نیکفر پژوهشگر فلسفه او هم در آلمان. خیلی خوش آمدید. آقای کشاورز چه چیز شما را به این برنامه کشانده؟ به اراده آزاد خودتون اینجا هستید؟ خب این سوال شما من را می‌کشونه به اونجا که این گفتگوی به عبارتی دوگانه اراده و اراده فرد و اراده اعمالی جبری را به چالش بکشیم. ببینید قرن‌هاست که این سؤال جبر یا اختیار، چه در نزد فلاسفه و چه در نزد مردم عوام مطرح بوده. صحبت جذابی. اما آن چیزی که می‌بینیم دقیقاً این دوگانگی ایدئولوژی‌هاست عقایده. که کسانی هم که می‌خواستند از این دوگانگی بیرون بیایند، سعی کردند که یک نوع سازشی در بین این دو ایده ایجاد کنند که به اصطلاح از اینجا رانده و از آنجا مانده میشه. حرفی که من می‌خوام بزنم اینه که شاید در این دوره، با دانشی که اکنون داریم، وقت اون رسیده که به یک خط سومی نگاه کنیم. و اینکه ببینیم که آیا این خط سوم چه خواهد بود؟ چه می‌تونه باشه؟ آیا قبل از اینکه به خط سوم برسیم، سؤال من خیلی واضح بود آقای کشاورز. بگذارید سؤال رو ربط بدم به مثلاً اون موردی که در مقدمه گفتم. اون معتادی که به جای اینکه پول باقی مانده رو صرف خرید نان کنه، اون رو صرف خرید معادل مخدر می‌کنه. اون به اختیار و اراده آزاد خودش این کار رو می‌کنه یا نه؟ به مجرد اینکه من بگم که این اراده آزاد نداره، تصور شنونده بر این خواهد بود که پس جبری بر او اعمال شده. اون چیزی که من می‌خواستم بگم، اینه که چیزیست ورای این دو، این خط سوم ورای این دوه، ورای یک همچین جبری و ورای یک همچین اختیاریه. چرا؟ برای اینکه وقتی که به عالم نگاه می‌کنیم، این ذرات حالا چه بیولوژیک، چه ذرات مولکولی، چه ساب مولکولی، جز مولکولی، اینها در همدیگه تداخل دارند، با همدیگه در حال فعل و انفعال‌اند. علت اینکه ما میایم و میگیم که جبره یا اختیار، اینه که ما بین این دو نحله به اصطلاح فاصله قائل میشیم. یک جهان بینی رو ما داریم که در اون خلأئی موجود. که یا این یا اون. اما اونچه که علوم امروز و علوم بیولوژیک بالخصوص بهش نشون به ما نشون میده، اینه که فاصله‌ای در کار نیست، خلأئی در کار نیست. بنابراین ما یک عالمی رو باید در نظر بگیریم که متصله، پیوسته و در حال فعل و انفعاله و هر کدوم از این ذرات بیولوژیکی که حالا اشاره کردید شما، با همدیگه در حال تبادل ذرات هستند و بنابراین بر هم اثر میگذارند.

[6:06]بنابراین اثری که در اینجا ایجاد میشه یک اثر کلیه موجب میشه که این شخص اون اقدام یا اون تصمیم رو بگیره. پس میشه گفت که اقدام این شخص چه خرید مواد مخدر باشه چه خرید خوراک باشه حاصل تأثیرگذاری این ذراتی‌ست که گفتید. چنین چیزی میشه گفت؟ پس تعیین گرایی که شما بهش معتقد هستید نوعی تعیین گرایی طبیعیه یا نه اگر اشتباه می‌کنم تصحیح کنید. باید دید که تعریف تعیین گرایی طبیعی چی هست. اون چیزی که من مورد نظرمه اینه که این تعیین گرایی طبیعی که داریم اشاره می‌کنیم، یک از یک دانش درونی برخورداره. بنابراین تمام این فعل و انفعالاتی که انجام میشن در خودشون همزمان با آگاهی همراهند. آقای نیکفر شما چی؟ اراده آزاد شما به این برنامه جذبتون کرد؟ کشوندتون؟ بله این اراده آزاد خود من بود که در این برنامه شرکت می‌کنم. ولی این مفهوم اراده آزاد که ازش صحبت می‌کنیم یک مفهوم تاریخی هست و این مفهوم تاریخی اگر تصور کنید که یک باره من رو به سه قرن پیش برگردوندید و فرض هم بکنیم کسی از من این سوال رو می‌کرد می‌تونستم جواب دیگه‌ای بدم بهش. آزادی یک بار گران هست و بر دوش آدمیه و درگیری که انسان با این مفهوم داشته در طول تاریخ ادامه داشته به شکل‌های مختلفی در آمده.

[8:02]انسان کوشش کرده خودش رو ابراز بکنه. ابتدا این مفهوم پروریده شد از طریق درگیری با مذهب در ورود به عصر جدید. با اینکه خب عناصری ازش وجود داشت در فلسفه قدیم یا اندیشه سیاسی قدیم. بعد بعد از درگیری با مذهب، درگیری با سلطان و نظام حاکم مطرح بود.

[8:41]یعنی در هر دوره‌ای آزادی از طریق یک درگیری می‌بایست خودشو نشون بده. الان ما وارد یک دوره‌ای شدیم که گویا از طریق درگیر شدن با بیولوژی و از طریق درگیر شدن با علوم طبیعی می‌بایست یک تیکه‌ای از این آزادی رو نجات داد. و وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که در هر دوره‌ای این آوارهای ایدئولوژیک دوره قبل ترانسفورماسیون پیدا می‌کنند و یک جایی دوباره خودشو به شکلی نو بروز میکنه و تغییر یافته. یعنی در همین بحث دترمینیسم طبیعی خیلی وقتا بشکافیمش میبینیم عناصری از اون جبری که در مذهب وجود داشته یا جبری که در واقع سرسپردگی به سلطان یا نظام حاکم یا فرهنگ حاکم یا سنت میبینیم همه اینها ریخته و بخش زیادی از کار ما نقد ایدئولوژی هست که ما بتونیم این مفهوم رو شفاف بکنیم و یک مفهومی ازش دربیاریم که بتونیم تا حدی اطمینان داشته باشیم که این آوارها رو از روش برداشتیم. ولی اونها که از تعیین گرایی بیولوژیک صحبت می‌کنند و شکلی‌ش رو در صحبت‌های آقای کشاورز دیدیم، هر چند بیانشون یه صبغه فلسفی و حتی میشه گفت عرفانی هم داشت.

[10:24]اما عموماً اونها که از نوعی از دترمینیسم یا تعیین‌گرایی طبیعی صحبت می‌کنند، اتفاقاً میگن زبانش زبان شفاف علمی‌ست. در همین زبان کلی عنصر متافیزیکی وجود داره وقتی که این موضوع دترمینیسم مطرح شد از فرمولاسیونش رو داریم در نزد لامتری یا در نزد لاپلاس به عنوان در واقع فیزیک کامله است. این این در واقع یک تز متافیزیکی هست و یک تز اونتولوژیک هست که باید بپرسیم فیزیک یعنی چی و کامل بودن یعنی چی؟

[11:04]در صحبت‌های آقای کشاورز بود که با یک سری پیش‌فرض‌های اونتولوژیک هستی شناسی حرکت می‌کنند یعنی جهان پیوسته‌ای هست و این جهان اثر متقابل داره و این هر گذشته هر اکتی در کنون یک گذشته‌ای داره و ناشی از تأثیر متقابله و این یک فضای معینی رو ایجاد می‌کنه. ولی خب با این میشه در این فرض‌های هستی شناختی هی پرانتزهایی رو وارد کرد و به چالش کشید و به چالش کشید این جهان پیوسته است ولی همه‌چیزش به هم ارتباط نداره. الان ممکنه در واقع یک حرکتی در مریخ اثری در بحث ما نداره با اینکه این پیوستگی مادی مادی جهان رو داریم. میگیم باربط هست یا بی ربطه و از طرف دیگه نکته اساسی در این بحث اینه که انسان شهروند دو جهان هست به قول کانت مثلاً می‌تونیم بگیم. یعنی یک جا ما در جهانی هستیم که با علت‌ها مشخص میشه یعنی منم یه جسمم مثل این لیوان یعنی نیروی جاذبه روی من اثر میگذاره و خیلی همین پروسه‌هایی که روی هر جسم دیگه. از طرف دیگه من در دنیای دلالت‌ها به سر میبرم. خب بحث این رو اجازه بدید در ادامه برنامه انجام بدیم. آقای مسیبی شما میشه گفت به حدی از آزادی اراده اعتقاد دارید و به مسئولیت شخص متأثر از این آزادی اراده هم اعتقاد دارید؟

[13:00]این ناشی از میشه گفت تربیت تحصیلی شماست متخصص کانت هستید؟ اگر چنینه آیا این حد از آزادی اراده رو با تعیین گرایی که یه شکلیش رو در صحبت‌های آقای کشاورز دیدیم، میشه جمع کرد؟ سازگار هستن این دو؟ خب ببینید دست‌کم از قرن ۱۷ به این طرف دو تا سوال مطرحه. اول از اینکه، اول اینه که تعیین‌گرایی علی یا دترمینیسم بر اساس علوم دقیق طبیعی واقعاً صادقه در تمام وجوه و لایه‌های هستی‌شناسی که ما میشناسیم؟ دوم اینکه اگر چنینه اگر صادقه، می‌تونه آن چیزی که ما به لحاظ شهودی اراده آزاد خودمون تعریفش می‌کنیم، با این نوع از تعیین‌گرایی سازگار باشه یا نه؟ هر دو پرسش جواب‌های متفاوتی دارند. مثلاً فرض کنید تحولات علمی در قرن بیستم به ما نشون میده که دست‌کم حوزه‌هایی از جهان ذرات هستند که ما امروز نمی‌تونیم بر اساس اصل علیت توضیحشون بدیم. حساب احتمالات وارد مسئله میشه. فیزیک کوانتوم هست.

[14:05]فیزیک کوانتوم رو خدمتتون عرض می‌کنم. به همونطوری هم که می‌دونید اینجا هم دو نوع تفسیر هست. از تفسیری که نیلس بور و دوستانش و شاگرداش می‌کردند که اون رو به قولی وجه فی نفسه جهان خارج می‌دونستند. یعنی واقعاً فی نفسه در جهان هستی‌نده‌ای وجود دارند که اصل علیت براشون صادق نیست و عده‌ای که می‌گفتند که خب نه این ضعف نظری و معرفتی ماست. خب این یه مسئله‌ست. اولاً اینکه یعنی اینکه ما اگر تعیین‌گرایی علی را هم بهش قائل باشیم به این سادگی نیست که ما این رو به شکل سراسری و کاملاً دربرگیرنده بتونیم ازش دفاع بکنیم. مسئله دوم اینه که خب گیرم که این اونگونه باشه و برای خیلی از ما این تصویر استاندارد ما از جهان واقعاً این گونه است که هر چیزی یه توضیح علمی‌ای میتونه داشته باشه. مگر اینکه به دلایل جهان‌بینانه ما معتقد به معجزه یا خرق عادت از طریق یک نیروی فراطبیعی باشیم. پس اگر تعیین‌گرایی علی در دست‌کم بیشتر حوزه‌های زندگی ما مطرح و صادقه وقت تکلیف آزادی اراده ما چی میشه؟ اینجا اون وقت پرسش اینه که شما چه انتظاری از این آزادی اراده دارید؟ ببینید سه مرحله مفهومی‌ای هست که ما باید از هم جدا بکنیم. یکی بحث آزادی عمله. فرض کنید من تشنه هستم ولی همکاران شما منو سفت به این صندلی بستن من نمی‌تونم دستمو دراز کنم آب بخورم. اینجا آزادی عمل من محدود شده و این مفهومی از آزادیه که ما باهاش روزانه سر و کار داریم. در فرض کنید متون سیاسی و حقوق بین‌الملل اغلب از این صحبت شده مثلاً شما فرض کنید از وقتی از حق بشر آزادی بیان صحبت می‌کنید این بحث بحث آزادی عمله. خیلی خب من بعید میدونم کسی اینو منکر بشه. این لایه اول. لایه دوم اینه که شما خیرین بین دو امکان و از همین هم واژه اختیار میاد که در واقع معادل لاتینی آربیتریوم لیبروم. و این مفهوم قالب در سنت فلسفه اسلامی. مرحله سوم که مسئله مهمیه و نظریه‌های مطرح اراده آزاد یا آزادی اراده بهتره بگیم مشغولش هستند و کانت هم مشغولش بود اینه که شرط امکان این اختیار چیه؟ اساساً چه چیزی باعث میشه که من در این موقعیت قرار بگیرم که بین دو، سه یا ۱۰ گزینه یکی رو برگزینم؟ به دلیل به این دلیل یا به آن دلیل. یعنی این مبارزه دلیل‌هایی که له و علیه هم وارد یه حوزه‌ای از استدلال میشن. اگر من بخوام پاسخ شما رو در این مرحله عمیق و سوم بدم خب دشواره نمیشه. یعنی فکر می‌کنید اگر این حد اعلا از آزادی اراده رو به ما بگیریم امکان سازگاری اون با تعیین‌گرایی بسیار دشوار خواهد بود. ببینید ما هر دو هر دو دسته رو داریم. یعنی کسانی هستند که معتقدند خب دترمینیسم در اغلب حوزه‌های زندگی ما غالبه و ما هم اراده آزاد داریم. مفهومی که از اراده آزاد دارند یه مفهوم نسبتاً ضعیفیه و میگن بیش از این هم ما نیاز نداریم. اکثریت نظریه‌پرداز نظریه‌پردازای آزادی اراده واقعاً قائل به همینن که میدونید این موضوع رو کامپتیبلیسم یا سازش گرا تعریف می‌کنند. جناح دوم میگن که نه اگر آزادی اراده وجود داشته باشه با تعیین‌گرایی علی سازگار نیست. اینها خودشون دو دسته‌اند. یه دسته اند که له آزادی حرف می‌زنند، یه دسته اند که علیه آزادی حرف میزنند. هر دو در اقلیت هستند. اونهایی که موافق آزادی هستند ولی میگن مفهوم آزادی اراده ما با تعیین‌گرایی علی جور در نمیاد بهشون میگیم لیبرتارین که تا اونجایی که من می‌دونم امروز دست‌کم در آمریکا دو یا سه چهره شاخص بیشتر نیست. بسیار خب به نظر میاد شما به حد بالایی از آزادی اراده اعتقاد دارید. اون حدی که کانت ازش استنباط می‌کرد و در عین حال به نظر میاد فکر نمی‌کنید به راحتی این رو بشه با جبر یا تعیین‌گرایی جمع کرد. کار بسیار دشواریست. می‌تونم پاسخ بدم؟ بله خیلی کوتاه. خب من کانتی نیستم ولی معتقدم که حوزه‌هایی از رفتار ما هستند که به راحتی نمیشه با تعیین‌گرایی علی توضیحشون داد. این ولی ضرورتاً به این معنی نیست که من یه نوعی از یه لیبرتارین هستم. ولی فکر می‌کنم بار استدلالی به دوش خیلی از تعیین‌گرایان علی یا سازش‌گرایان سازش‌گرایان هست که اینو توضیح بدم. بسیار خب خیلی کوتاه. لیبرتارین رو در این زمینه فلسفی به فارسی چی ترجمه کردید؟ باید یه عبارت بلند بگم. کسانی هستند که معتقد به استقلال آزادی به نوعی از علیت هستند که مستقل از علیت طبیعیه. بله. آقای کشاورز نقد آقای نیکفر بیشتر به صحبت‌های شما بود تعیین‌گرایی طبیعی جوابتون چیه هست؟ اولاً که من هیچ نوع اعتقادی به متافیزیک ندارم و در حقیقت صحبتی هم که کردم اینجا در ارتباط جهانی بود که خود در خود و ممتده.

[18:57]بنابراین در این جهان چیزی خارج از اون نیست. چطور می‌تونه متافیزیکی وجود داشته باشه؟ اشاره به لاپلاس اشاره قدیمی در ارتباط با علت و معلول.

[19:10]و اینجا وارد صحبت جالبی میشیم در مورد خیلی خب فلسفه نیوتونی که یک علتی‌ست و یک معلولی و در اینجا اشکالی که به عبارتی شاید وجود داره اینه که ما یک علتی رو ثابت فرض می‌کنیم و معلولی که از این علت ثابت یک نتیجه خاصی رو ایجاد می‌کنه. یعنی یک ارتباط خطی قائلین. در حالی که در فیزیک کوانتایی صحبت از اصطلاح هایزنبرگ صحبت می‌کنه از اصل غیرقابل تعیین یا غیرقابل اعتماد. که در یک لحظه یک ذره رو ممکنه شما بگید که کجاست ولی سرعتش رو نمی‌تونی تعیین کنی و اگر که سرعتش رو تعیین کنی نمی‌تونی بگی کجاست. و یک ابر الکترونی رو اینا در نظر دارند که ذرات مرتب در حال تغییر هستند در این ابتدا در این ارتباط. صحبت که من در اینجا دارم و میگم که باید خط سومی رو نگاه کرد دو مرتبه اینجا اشاره می‌کنم به اینکه در این خط سوم این ذرات در هر لحظه در حال تغییرند. در این خط سوم قیدهایی که بر اعمال انسانی هستند چی‌اند؟ این قیدها به نظر میاد الهیاتی نیستند. شما معتقد نیستی بیرون از این جهان چیز دیگه‌ای هست. این قیدها روانی نیستند. به نظر نمیاد گفتمان شما گفتمان روان‌شناختی باشه. یعنی راجع به ناخودآگاه و اینجور چیزها که تا حد زیادی از نظر یک روان‌شناس معتقد به آرای فروید بر اعمال ما تاثیر میذارن، تاثیر قاطع میذارن گاه، معتقد نیستید؟ قیدها به این ترتیب به نظر میاد بیولوژیکی هستند نه؟ اون چیزی که من می‌خوام بگم اصلاً من لغت قید رو به کار نمی‌برم. یعنی من معتقد نیستم که در اینجا چه قیدی باشه، چه روانی باشه، چه بیولوژیکی باشه یا هر چه. اون چیزی که من میگم اینه که ذرات در حال فعل و انفعال با همدیگه هستند و یک ذره به تناسب خصوصیتی که داره با ذره دیگه فعل و انفعال می‌کنه.

[21:18]یعنی من اشاره به صحبت شروع شما می‌کنم. من که به اینجا میام عاملی هستم به عبارتی متغیر که در آمدن خودم به اینجا موثره. در عین حال شما وقتی به من پیشنهاد میدید که کشاورز تو حاضر هستی که بیای در این برنامه شرکت کنی؟ نقطه‌ایه که شما اثری میذارید در فعل و انفعالات ذهنی من. اینکه در اون موقعی که شما این حرف رو میزنید من آیا تشنه هستم؟ آیا گرسنه هستم؟ آیا روحیه‌ام مناسب بوده یا نه؟ همه اینها دخیل‌اند. نکته دیگه اشاره‌ای که نیکفر فرمودند در مورد اینکه اتفاقی که در مریخ مثلاً بیفته اثری روی ما نداره من با این صحبت کمی اشکال دارم.

[22:00]برای اینکه در یک همچین جهان بینی متصلی کوچیکترین تغییری در یک نقطه بر نقطه دیگه اثر میذاره. منتها ما اینه که برای این مقدار قائل میشیم و این مقدار قائل شدن خودش یک محدودیته. صحبت هست در مورد فلسفه کیاس که میگه اگر که پروانه‌ای در هیمالیا پر بزنه اثری میذاره در گفتگوی الان ما و البته گذاشت چرا؟ چون من اینو به زبون آوردم و شما شنیدید و بر شما به هر حال به طریقی اثر گذاشته. آقای نیکفر. صحبت سر اینه که ما به تناسب خصوصیتی که داریم حرکتی می‌کنیم که مؤثر از خودمون و ذراته و ممکنه که در ارتباط با اقدامی که یک شخص می‌کنه خیلیا بگن که این اقدام ناپسندیه. خب این نقد آزمایشی یا تست لیبت آره طبیعی الهی. خب این نقدی که شما دارید ولی من طبیعتاً نمیتونم بگم کار شماست که نظریه‌ایش رو نقد کنید.

Need another transcript?

Paste any YouTube URL to get a clean transcript in seconds.

Get a Transcript