[0:02]تشکر. جناب کاظمی صاحب بزرگوار بسم الله الرحمن الرحیم. درود بر روان پاک همه شهدای کشور ما همه. علی الخصوص بانوان شهید ما. که در طول ادوار مختلف در کشور ما شهید شدند و امروز جا دارد از اونا می یادآوری بکنیم. روحشان شاد، یادشان گرامی باد و همچنین ار سلام احترام دارم خدمت تک تک شماها. علی الخصوص خواهران و بانوان گرامی که از داخل وطن امروز در جلسه اشتراک کردن. و علی الخصوص اون هایی که پیام های پرمهرشان را برای من فرستادند و تشکری می کنم جناب کاظمی صاحب از شما و همکارانتان که زمینه شنیدن این صحبت ها را فراهم کردید. اول پیش از هر چیز دعا می کنم خداوند توفیقی را نصیب کنه و خداوند همت و این توانمندی را به همه ما و شما بده. که بتوانیم پاسخی و جوابی و حرکتی و کاری در شأن این پیام های زیبا و قشنگ و این پیام های استثنایی داشته باشیم و انجام بدهیم. خداوند این توفیق را بده که شاهد روزی باشیم که صدای خواهران ما، بانوان و مادران ما که امروز شنیده شد صدای از درد نباشه، صدای از غم نباشه. صدای از شادی باشه، صدای از خنده باشه، صدای از خوشی باشه. دعوت احمد مسعود برای حل یک مشکل نیست، بلکه بگن که بیا امروز فارغ التحصیلی فلانه اولاد ما است. بیا که امروز روز شروع کار فلانه دختر ماست بیا که امروز روز عروسی فلانه فرزند ماست. انشالله که چنان روزی را شاهد باشیم و دیگر از این روزهای سخت عبور بکنیم. علی الخصوص در این شب و روز ماه مبارک، آن چیزی که در وطن ما اتفاق میفته، چقدر شبیه دیگر همین آیه قرآن است. که متاسفانه این گروه جاهل مرتکب این میشن. بسم الله الرحمن الرحیم پروردگار می فرمایند. واذا المووده سئلت بای ذنب قتلت. روزی که پس پرسان میشه از او دخترانی که زنده به گور شدند. به چه سبب اینا رو شما زنده به گور کردین و میپرسن از کسانی که این کارو کردن و این ظلم در حق اون دخترا انجام دادن. امروز کاری را که طالب انجام میده، با ظلمی که بالای بانوان و با این آپارتاید جنسیتی که انجام میده. بدون شک در دنیای امروز به معنی واقعی زنده به گور کردن بانوان است. و شما این رو شک نکنید که جدا از قصه مردم ما و حرف خود ما و شما. این کلام الهی است که از ایشان پرسان خواهد شد که به ای ذنب قتلت. امروز اونا متاسفانه چنین جنایت و جرمی را انجام میدن. اگرچه من چند خطی آماده کرده بودم صحبت ها را انجام بدم اما بعد از شنیدن صحبت های خواهران و مادران ما در داخل. من فکر میکنم که نیاز به این است که یک مقدار دلی یک مقدار همون وطنی صحبت بکنیم نیاز به ورق و نیاز به نوشته های از قبل نیست.
[3:57]بدون شک یک مدت مدیدی میگذره از زمانی که این گروه جاهل آمدند و ظلم خود را به اشکال مختلف بالای وطن و کشور ما و شما گستراندند. علی الخصوص اتفاقی که در حق بانوان این کشور اتفاق افتاده. از روز اول خواهران ما و بانوان ما و همچنین جبهه مقاومت و ظرفیت های دیگر در مقابل چنین جنایت ایستادند. اما دلیل و دلایل مختلفی وجود داره که سبب طولانی تر شدن این مسیر مبارزه شدند. یکی از موارد و مسائل متاسفانه بازی هاییست که در سطح دنیا اتفاق میفته. اما امروز شاهد این هستیم که کم کم این در حال تغییر است. دنیا، شرایط دنیا، اوضاع دنیا نیاز داشتند به چنین یک گروه جاهلی که با ظلم و وحشت زمینه ایجاد وحشت بیشتر را برای پراکندن این و چهار گوشه دنیا نیاز داشته باشند. اما فکر می کنم که شاید او فصل آرام آرام رو به پایان باشه. و شاهد یک سلسله تحولات در منطقه و در دنیا هستیم. در این راستا خوب است در حضور شما خواهرهای گرامی ما من یک سلسله چیزها را وضاحت بدم موقفی که ما و شما داریم. امروز من می بینم که یک عده از بمباردها و یک عده از بم ها خوشحالی می کنند. بنابر عمق دردی که نسبت به قضایایی که و ظلمی که طالب انجام داده. و یک عده دیگه ناراحت هستند چرا راه حل را در این بم ها نمی بینند. من متاسفانه در اینجا یک تفاوت می بینم و یک تقابل می بینم. بعضی هایی که با حس وطن دوستی یک موقفی وطن دوستانه می گیرند با کسایی که یک موقفی استوار از یک درد و رنجی که با پوست و گوشت و استخوان خود لمس کردند.
[6:17]اما این لزوما به معنایی است که در تقابل همدیگه قرار میگیرند. بلکه موقف من در موازات هر دو این قصه وجود داره. اولا آن چه که امروز در افغانستان اتفاق میفته نتیجه مستقیم عمل خود طالب است. همون قسمی که سبب جنگ و حمله آمریکا شدند با پناه دادن القائده و پناه دادن اسامه بن لادن و غیره. سبب یک یک یک ظلم و یک بدبختی شدن. امروز هم آنچه اتفاق میفته مقصر اصلی طالب است که زمینه حضور نه تنها تنها تی تی پی و تحریک طالب های پاکستان بلکه بیست و چند گروه تروریستی را فراهم کردند. یک زندانی برای مردمشان و یک بهشتی برای گروه های تروریستی. اما از طرف مقابل بغض ما نسبت به طالب نباید تبدیل حب به بم خوردن و تجاوز به کشور شود. این باید وضاحت پیش ما و شما باشه. چرا؟ چون هیچ تجاوزی. هیچ تجاوزی در هیچ کجای دنیا نتیجه اش آزادی و عزت مردم کشور نیست. نمونه اش آمریکا. نمونه اش بیست سال گذشته رای مردم اراده مردم یک چیز بود سفارت آمریکا یک چیز دیگه میخواست. رای و اراده مردم یک چیزی بود حرف نمی فهمم یک مجموعه ای دیگه یک قسم دیگه. یا مثلا اتفاقی که امروز داره میفته. پس این مسئله تقصیر طالب است، مقصر طالب است، افغانستان را خانه امنی به گروه های تروریستی جور کرده در این شکی نیست. اما در عین حال هر نوع دخالت مستقیم توسط هر کشور بیرونی رد است و اون نتیجه نداره. حرف قهرمان ملی راه حلش راه حلش رجوع به خود مردم افغانستان و شماهاست. حرفی را که در طول سی سال گذشته اول قهرمان ملی میزد بعد از او تمام خرد و کلان ما زد. رجوع به مردم.
[8:46]الحمدالله از روز اول تا امروز ما و شما هم فرزندان صدیق و پسران و دخترانی داشتیم که با صلاح با ایستادگی و با مبارزه ایستاد شوند.
[9:00]و هم کسایی داشتیم که در سرک و خیابان صدای خود را بلند بکنن و هم کسایی را داشتیم که به شکل سیاسی نارضایتی خود را نشان دادند. پس این اینی وضاحت پیش ماست ما به اندازه کافی خود ما توانمندی را داریم که وطن خود را آزاد کنیم اما چیزی که نداشتیم اونو بود حمایتیش بود. که او هم روز به روز به شرایطش من فکر می کنم در حال مهیا شدن است و با امید الله شاهد یک سلسله تغییرات خوب به زودی خواهد بودیم. پس این یک بخش. دو تعامل است. همون قسمی که تجاوز از دید ما و خودت به عنوان یک مردم وطن دوست به عنوان کسایی که آزادی و عزت استقلال و تمامیت ارزی این کشور خود را دوست داریم. از دید ما و شما تعامل با طالب هم رد است. که یک کشور بیاد سفارت بده یک کشور دیگه بره نمی فهمم که یک کار دیگه کنه بخاطر نگرانی همون گروه های تروریستی یا هر مسئله دیگه خاک به چشم مردم بپاشه و با طالب رابطه برقرار بکنه او هم رد است. پس هر دویی این از دید ما و شما رد است. راه حل چه به مردم ما و راه حل چه به دنیا و منطقه رجوع به خود ما و شماست به مردم ماست رجوع به ملت ماست. اینجا من میبینم اساتید گرامی همه شما علی الخصوص من تصویر استاد گرامی من جناب استاد شهرانی بزرگوار را میبینم و همچنین عزیزا و بزرگای دیگه رو عرض سلام خدمتشون دارم. استاد بزرگوار عرض سلام و احترام انشالله که به خیر و صحت مند باشین خدا پشت و پناهتان باشه. یکی از قضایایی که وجود داره متاسفانه روایت سازی های غلط است. خواهران بزرگوار من لازم می دانم این قصه رو بسیار با وضاحت خدمت شما بیان بکنم که ما باید بیدار و آگاه باشیم. شما دست دشمن را که باز کردی دیگه دشمن چیزی کرده نمیتونه. یکی از قصه هایی که امروز اتفاق میفته روایت سازی هاست مثلا روایت اول جمهوریت هر چه که بود بد بود. فاسد بود این بود اون بود جاسوس بود این بود این غلط است. جمهوریت هزار نقص داشت بله اما جمهوریت یک قانون اساسی انصافا خوب داشت. یک قانون اساسی اسلامی داشت. بسیار از کشورهای همسایه و دور نزدیک کرده قانون اساسی دوران جمهوریت اسلامی تر بود. هر کسی میگه نه حاضر هستیم به مباحثه همونش. دو فضای آزادی بود که بانوان ما خواهران ما دختران ما درس میخواستن رشد میکردند. فضای خوب سه فضای زیبای رقابت های سیاسی بود. با تمام اختلافی که من با آقای اشرف غنی رئیس جمهور اسبق افغانستان داشتیم از نگاه تفکر اینا.
[12:08]اما هر دویی ما به همین نتیجه رسیده بودیم از یک مجرای قابل قبول به همه مردم افغانستان به نام انتخابات. او بره این که ما میگیم تقلب شد دیگه شد و قصه بعدی است. او داستان فرعی است اصل نیست. او رئیس جمهور شده بود و ما اپوزیسیون زیبایی جمهوریت اینی بود. چرا ما با اشرف غنی نمی جنگیدیم؟ چرا؟ چون اصل قصه قدرت نیست. ما بخاطر بودن و ریاست جمهوری و قدرت نمی جنگیدیم مبارزه نمی کردیم. بلکه اصل حفظ کیان یک ساختار و سازکاری بود که من و توی شهروند در او میخواستیم بخاطر خدمت به وطن تلاش خود را انجام بدهیم. هر کی یک دیدگاه یکی قدرت یکی چیز دیگه اما یک سازکاری بود که عدالت را تا حدی می توانست که به دست بیاره. و او انتخابات بود. یعنی مردم انتخاب میکردند مرجع انتخاب مردم است.
[13:07]سه یک فضای آزاد رسانه ای بود اگرچه به ضرر جمهوریت تمام شد اما فضا آزاد بود. من انتقاد میکردم شما انتقاد میکردی یکی دیگه انتقاد میکرد یکی دیگه انتقاد میکرد و جمهوریت یک فضایی داشت و یک شرایطی داشت که می پذیرفت تمام دیدگاه های متفاوت رو و این زیبایی اش بود. فضای انتخابات و شما یاد شما میاد عکسها در هر کوچه بود مردم میرفتند رای می دادند کلیک ها بریده شد اما مردم به یک شوق این زیبایی بود. پس یک روایتی است که بله امروز مگه در دولت طالب ها فساد نیست 10 چند فساد وجود داره. اما هیچ وقت این رو نگن به ما و شما که جمهوریت بسیار فاسد بود این بود اون بود. چون این جزو روایت هایی است که بخواهند که طالب را بشویند بگن از او کرده این بهتر. امروز من میشنوم که بعضی سرک ها رو طالب باز کرده بعضی نمی فهمم خیابان ها را دیگه فراخ تر ساخته بعضی جاها گلکاری کرده. خب مگر سبب همون دیوارهای بسته همون سرک های بسته همون گل های شکسته و همون گل های پرپر شده همی خود طالب نبود. مثل این است که دزد شهر را بیارن داروغه و بالاخره پلیس بسازند بگن اینا خلاص شد دیگه او خو اصلا دزدی کلانتر شده دیگه نیاز به این هست دزدی نداره دیگه دزدی دزدی کلان. امروز قصه طالب یکیش دیگه ایش همین است.
[14:38]پس یک روایت همین دو روایت بعدی روایت میارند که طرف مخالفین کسایی که طالب را خوش ندارند متحد نیستند یکدست نیستند. خواهرا برادرای عزیز و گرام این جزو روایت های دشمن و روایت های مخرب است. که میخواهند بگن چاره ای نیست مجبور با همین طالب کار کنن. کجا اختلاف شده؟ کجا کدام فاصله ای بوده؟ کجا کدام یک ترتیب داستان متفاوتی بوده؟ همه یک حرف می زنند احزاب جهادی احزاب نوین گروه های اجتماعی گروه های حامی حقوق بشر مقاومت بانوان ما همه یک حرف. افغانستان نیاز داره یک حکومتی داشته باشه برآمده از اراده مردم افغانستان باشه. پس می بینیم یک اتحاد زیبا در اینجا وجود داره در بین تمام جریان ها. اختلاف وجود نداره. میگن جایگزین وجود نداره. مگر جایگزینی به جمهوریت وجود داشت؟ خب طالب اومد. امروز هم هر کی میگه طالب جایگزین نداره آب در آسیاب دشمن می اندازه اون همون روایت را تقویت میکنه. و این جنگ روایت هاست ما نباید در او بازی روایت ها بازی بخوریم. نکته آخر میگن من می شنوم به همون خاطر می خوایم امروز وضاحت بدم. میگن که جریان های مقاومت علی الخصوص جبهه مقاومت و گروه های دیگه اینا گروه های مثل طالب ضد زن هستند. اینا گروه های ضد زن هستند. یکی از روایت های دیگه غلط است. همو جمهوریتی که زن می توانست در ریاست جمهوری برسد همو جمهوریتی که زن می توانست در اونجا درس و تحصیل بکنه. همو جمهوریتی که زن می توانست در رسانه ها حضور پیدا بکنه. همو جمهوریت نتیجه مستقیم خون پاک قهرمان ملی احمد شاه مسعود است. و همین مبارزات تمام زحمتکش های دیگه. پس این فراموش نشه که مبارزاتی که انجام شد، زحماتی که انجام شد، کوشش هایی که انجام شد. برای ایجاد اون همون قسم فضا بود پس تلاشی که امروز انجام میشه بخاطر رسیدن به اون همون فضایی است که یک بانو و یک دختر در افغانستان هم درس بخواند. هم کار بکنه هم رئیس جمهور شود هم نمی دانم که وکیل شود و هم انتخاب این را داشته باشد که در زندگی چه تصمیمی میگیره. و خداوند همه را آزاد آفریده. نه تنها مردا را زن و مرد را آزاد آفریده. این موقفی است که قهرمان ملی داشت این موقفی است که در این بیست سال داشتیم و این موقفی است که امروز داریم. یکی از سوال ها است پس همین خانم این کجاست؟ خواهرایی این کجاست؟ کجاست از این اعضای خانواده. خب این هم یکی از مشکلات باور به همین حقوق بانوان است خب من برایشان میگم اگر میخواین بسم الله این یک عضو خانواده من همینجا خانم دشتی است. فقط میگیم که اگر بخواهید به شون قبله. اون انتخاب خودشان است اون انتخابشان همین شکلی است که زندگی میکنند. ای کاش اونا چی میگن اون همون مثل شما بودند ما هم افتخار میکردیم اما انتخابشان من به انتخابشان احترام میگذارم. و به نمایندگی اینجا یک تا خانم دشتی داریم فکر می کنم کفایت می کنم اندازه کافی شما را دیوانه کرده. این دیگه دو تا نشه خوب است. این یک بخش فکر می کنم که دیگه این روایت دیگه این رو به این دلیل میگم که دشمن میایه. قصدا عامدانه این چیزا را میگه چاره ای نیست اینا تنها مستن اینا این بودند اینا آن بودند اینا مفسد بودند اینا فلان بودند این بوده آن بوده. در حالی که ظلم طالب قتل و کشتار طالب جهالت و جرم طالب به مراتب بیشتر و کلانتر است. پس این رو به این دلیل گفتم که بازی روایت ها رو هیچ وقت ما نباید ببازیم. و نکته آخر من در بخش روایت پنج سال تیر شد یا نمی توانند یا نتوانستند یا نکردند این این شد و آن شد و فلان شد و بهمان شد.
[19:12]احمد شاه مسعود در زمانی که با روس ها مبارزه می کرد 14 سال مبارزه اش طول می کشید. محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم که در این ماه مبارک رمضان هستیم از زمانی که بالاخره از مکه اخراجش می کنند تا بالاخره تصمیم به قتلش میگیرند تا بالاخره میره و مدینه المنوره 10 سال در اونجا میمانه تا برمیگرده و فتح مکه اتفاق میفته. برای شخص و من زمان هر چی سریع تر بهتر اما در اصل مبارزه من تغییر نمی آرم. تلاش خود را به عنوان یک تکلیف انجام می دهم خواهرهای گرامیم. همه شما باشین یا هیچ کدام تان نباشین. برای من مبارزه بخاطر حقوق بانوان ما عزت وطن ما و آزادی تکلیف شرعی ماست تکلیف دینی ماست. به عنوان یک مسلمان. این را تکلیف می دانم. این را نمی کنم که بگویم که خب خدایا آیا بهشت را میتی پس من نماز بخوانم. یعنی انصافا در قسمت عبادات ما همین است. اصلا من نماز بخاطر بهشت نمیخوانم. اصلا من نماز بخاطر نرفتن به جهنم نمیخوانم. من همین قصه دین من هم یک تکلیفی است که بخاطر خودش بخاطر اون همون خودش یا رسیدن به خودش. قصه وطن من هم اینی است. نه بخاطر بغض و بدی از طالب است که من از این طالب بدم می آید. نه بخاطر نمی دانم که کدام قصه شخصی تکلیف میدانم آزادی بی نهایت به من عزیز است. و من می خواهم در وطنم آزاد زندگی کنم نه بخاطر قدرت و ثروت و هیچ چیز. و وقتی این تکلیف است مهم نیست چند سال طول می کشه مهم نیست چه قسم است. اون همون قسمی که پنج وقت نماز خود را میخوانیم اون همون قسم هر پنج وقت در فکر وطن و بخاطر کار وطن تلاش خود را انجام بدهیم. با امید پروردگار و اراده خدا ممکن است این سال دیگه اتفاق بیفته ممکن است 10 سال دیگه. اما من می خواهم صبا روزی که از سر از دل خاک سر بیرون میارم پیش خدای خود بگوییم که استوار بر قرآن تو امر دین تو اراده مردم ما ظلم دشمن من در مسیر درست بودیم. اینی موقف شخصی من است. و من پیشنهاد به تک تک شما خواهر و برادرهای عزیز این است که در مسیر مبارزه خسته نشید. نلسون ماندلا چند سال در زندان بود؟ خانم گروس در اینجا حضور دارند. فکر می کنم یکی از علاقمندان نلسون ماندلا هم چنین من هستم چند سال در زندان بود. درست خود همی شرایط کشور ما را خدمت شما گفتیم همین طالب به عنوان دشمن ما. که در مسیر غلط قدم گذاشت همین طالب 20 سال گرفت تا به یک نقطه ای که میخواست برسد. پس ما و شما در چند سال خسته شویم به هیچ عنوان. تا امروز طالب دلایل مختلفی شرایط را به نفعش کرده بود. امروز شرایط از هر طرف در حال به ضرر طالب تبدیل شدن است. و از هر وقت دیگه کرده ما به عنوان یک جمع منظم یک جمع یکدست یک جمع با انضباط یک جمع با دسیپلین و یک جمعی که پشت سر همدیگه باشیم ما این نیاز داریم. پس این را به عنوان حرف آخر خود خدمت شما وسیله میشم که از هر وقت دیگه کرده ما به همدیگه نیاز داریم. او خواهرهای ما که پیام های زیبایشان رسید امروز به ما و شما نیاز دارند. امیدوار هستم دست در دست همدیگه در کنار علما و ادیبای ما در کنار سیاسیون و بزرگای ما در کنار مقاومت گرا و دیگه مبارزین قهرمان ما و در کنار خواهرهای مبارز و نازنین ما برای عزت و آزادی وطن تلاش بکنیم و از هیچ تلاشی دریغ نکنیم. و شک نکنین که وعده پروردگار است که با چنین یک گروهی یکدست و یکدل نتیجه اش جز پیروزی چیز دیگه نمی باشد. پس این تکلیف است و شما را با یک شیری در این راستا بخیر صحبت خود را خاتمه میدم. بعد از شهادت دوست عزیز من و نازنین من دشتی که من جدا از قصه خانوادگی با خانم دشتی بیشتر من که این را دوست دارم به خاطر او دشتی بزرگوار است. یک شیر زیبا یک وقت به من گفت. او شیرش همی بود بعد از او تفکر نسبت بر عبادات تغییر کرد. می گفت تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن که دوست خود روش بنده پروری داند. حرف همی است که تو نمازت را روزه ات را مثل یک گدایی که یک چیزی از خدا می خواد او قسم نخوان. تو عبادت ات را به خاطر خودش بکن او خودش می فهمه چطور به تو همون کرم و بخشش و لطفش انجام بده. امروز مبارزه ما بخاطر این نباشه که پس امسال چی میشه ای چی تو شد او چه قسم شد که چه قسم کجا برسیم. ما بخاطر آزادی و عزت وطن خود را بکنیم انشالله الله کریم است و شاهد تغییرات بسیار خوب می باشیم. من شما را بازم تشکری میکنم و عرض ارادت دارم و همچنین آرزوی قبولی طاعات عبادات تک تک شما را دارم. و در حق این برادر کوچکتان حتما دعا بکنید و با تحولاتی که آمده انشالله به امید پروردگار به زودی به زودی با هم مشترک در وطن انشالله که دیگه جشن میگیریم. و در وطن انشالله خدا بخواهد که صدای او خواهر و مادر ما را گوش می کنیم و مرحمی به شکل مشترک به دردهایشان می باشیم. بازم من را از دعای خیرتان فراموش نکنید این روز را و همه شما تبریک میگم برای من هر روز روز بانوان ماست هر روز روز خواهران و مادران ماست. الی رسیدن به آزادی وطن یک دفعه که اونجا رسیدیم باز هشت مارچ درست جشن می گیریم. باز یک روز روز مرد یک روز روز زن و ق قسم اما تا رسیدن تا اون شرایط و حالی که امروز داریم هر روز روز زن است هیچ روزه به شکل خاص مربوط به زنان نیست. سلامت و کامیاب و پیروز باشین شما را به خدای بزرگ می سپارم و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.



