Thumbnail for سخنرانی جدید استاد رفیعی - رازهای ناگفته از امام علی ع by Noore Zohoor | نور ظهور

سخنرانی جدید استاد رفیعی - رازهای ناگفته از امام علی ع

Noore Zohoor | نور ظهور

32m 34s3,346 words~17 min read
Auto-Generated

[0:01]امیرالمومنین علیه السلام در مثل امروزی طبق نقل مرحوم کلینی در کافی به اطرافیانشون فرمودند غدا ترون ایامی آینده میفهمید کیو از دست دادید شما الان داغید متوجه نیستید غدا ترون ایامی بعد از من میفهمید کیو از دست دادید و سیکشف و بکم عن سراری اون اسرار اون حقیقت‌های زندگی من بعدا برای شما آشکار میشه و تعرفون او تعرفون بعد خلو مکانی وقتی من دیگه نبودم قدر من رو میشناسید و متوجه میشید چه نعمتی رو از دست دادید حضرت در طی دوران خلافت کوتاهشون که کمتر از پنج سال بود تلاش‌های فراوانی نمودند یک کتابی نوشته شده به نام سیاستنامه امام علی علیه السلام یک جلد این کتاب خواندنیه و دوستان فرصت کردند ببینند این کتاب زیر نظر مرحوم آیت‌الله ری شهری رحمت‌الله علیه نوشته شده توسط دارالحدیث هم چاپ شده خیلی برای امروز جامعه ما مفیده سیاست‌های قضایی آقا سیاست‌های نظامی ایشون تو جنگ سیاست‌های اقتصادی که بسیار برای مسئولین نظام مهمه سیاست‌های اداری که چطور ادارات باید مدیریت کنند سیاست‌های حکومتی همه اینا دسته‌بندی شده اونجا از زندگی امیرالمومنین ذکر شده من امروز با توجه به شرایطی که درش قرار داریم سیاست‌های اجتماعی و مردم‌داری امیرالمومنین رو یادداشت کردم حدود ۱۲ مورده یه چندتایشو توضیح میدم بقیشم میشمرم چون دیگه نمیرسم سیاست امیرالمومنین در اداره جامعه بر چه اصولی استوار بود بر چه مبنایی بود خب اینا تو نامه‌های ایشون تو خطبه‌های ایشون مخصوصا نامه به مالک اشتر که من گاهی میگم مالک واقعا اگر پاش به مصر میرسید پیاده کردن این نامه خیلی براش سخت بود این توصیه‌های امیرالمومنین منتها خب مالک اشتر نرسید به اجرای این عهدنامه قبل از آنکه به مصر بره تو مسیر شهید شد ولی واقعا یک عهدنامه بسیار محکم و دقیقی بود که کسی هم غیر از مالک شاید نمیتونست اجرا کنه در اون شرایط حضرت توصیه‌هایی برای عموم و برای اداره جامعه دارند من اینها رو عرض میکنم هم اداری‌ها هم مسئولین هم خودمون اینا رو عنایت کنیم یه مقداری بیشتر امیرالمومنین علیه السلام رو بشناسیم خدا روح بلند رهبر شهیدمون رو با امیرالمومنین محشور کنند مرتب تاکید میکردند برید سیره امیرالمومنین رو روش ایشون و زندگی ایشون و تو کشور و زندگی پیاده کنید و پیاده کنیم من اگر بخواهم این موارد دوازده‌گانه که عرض کردم و خدمت شما عرض کنم یک عدالت‌محوری امیرالمومنین فرق بین افراد نمیگذاشت البته عدالت معناش تساوی نیست هر کسی به اندازه حق خودش و لذا میفرمود توصیه میکرد به مالک حالا که میریم مصر العدل فی الرعیه مواظب باش در بین مردم عدالت نه این چون فامیلت بیشتر بهش بدی اون غریبه است کارشو دیرتر راه بنداز شما ملاحظه بفرمایید یه وقتی خواهر ایشون خب ایشون یه خواهر داره از ابوطالب و فاطمه بنت اسد به نام ام‌هانی اینا چهار تا برادرن یک خواهر که حضرت علی کوچکترینشون خواهر ایشون اومد اون موقع مثل الان که فرض کنید مثلا یارانه میدن اون موقع هم بیت‌المال رو تقسیم میکردن حضرت یه سهمی از بیت‌المال داد به خواهرش همون لحظه یه خانم دیگه هم اومد که این خانم عرب نبود عجم بود همون مقدار هم حضرت به ایشون داد ام‌هانی اعتراض کرد گفت من خواهر خلیفه‌ام من عربم من بالاخره از نسل ابوطالبم من اهل این شهرم یه زن غریبه غیر عربه امیرالمومنین فرمودند خواهرجان من اینایی که تو میگی تو قرآن جایی ننوشته یه جا نوشته باشه چون خواهر خلیفه بیشتر باید بگیری چون عربی باید بیشتر نه این عدالت امیرالمومنین علیه السلام یکی از نیروهای خودش تو ماه رمضان شراب خورد خب حضرت اونو خواست و حد براش نوشت ۸۰ ضربه شلاق ۲۰ هم چون تو ماه رمضون بود حکم تشدید شد اومدن شب بستگانش گفتن آقا بالاخره این سالها با شما بوده کنار شما بوده مدح شما رو میگفته حالا شما میخواید حد جاری کنید خب این آبروش میره دیگه نمیمونه حضرت فرمودند بنی اسرائیل همین کارا رو کردن حکومتشون دچار زوال شد من فرق نمیگذارم نجاشی رو حد زد خب نجاشی هم رفت پیوست به معاویه بله خیلی آدما از عدل علی به ظلم معاویه گریختند خیلی آدما حتی برادرش عقیل وقتی آمد با اون عیال واری پیش امیرالمومنین حضرت البته حضرت فرمود کمکت میکنم زمین بهت میدم برو کار کن اما من از بیت‌المال نمیتونم بهت بدم این مال من نیست خب بلند شد آمد پیش معاویه میخوام عرض کنم افراد گاهی تحمل عدالت علی رو نداشتند اما امیرالمومنین یکی از ویژگی‌هاش این بود که امروز باید تو مسئولین ما هم این مورد توجه قرار بگیره که شهروند جنوب و شمال و مرکز و کرد و لر و بلوچ و فارس فرق نمیکنه شهروند این کشوره باید از همه امکاناتی که تقسیم میشه بهره‌مند باشه ویژگی دوم اقامه حقوق مردمه فرمود من قام به حقوق عبادالله خیلی جالبه این روایت اگر مسئولی مدیر اداره‌ای کارمندی حقوق مردم رو اقامه کنه ذالک کان ذالک موعد الی قیام الی قیام به حقوق الله مثل اینکه حق خدا رو ادا کرده خب مردم یه حقوقی دارند حقوق نظامی دارند نظامی‌ها حقوق اداری دارند حق هر کسی اگر مراعات بشه حقوق الهی لذا شما اگر به نمازم ایستادی یه وقتی یه کسی بدهکاری بهش بیاد وایسه جلوت وقت نداشته باشی میتونی نماز رو قطع کنی پولشو بدی در روایات داریم حقوق مردم بر حقوق خدا مقدمه حق‌الناس حق‌الناس مراعات این مسئله ویژگی دوم حکومت امیرالمومنین بود سوم آزادی مردم در چارچوب قانون فرمود لا تکون عبد غیرک ما عبد هیچ کس نیستیم پدرمون آزاد بوده مادرمون آزاد بوده فقط جعلک‌الله حرا مردم در محدوده قانون آزادی دارند بله کسی بخواد حرمت قانون رو بشکنه نه باهاش برخورد میشه اما در چارچوبه قانون حالا عرض خواهم کرد ایشان ابن ابی حدید تو شرح نهج‌البلاغه میگه اصلا صندوق شکایات داشت حالا میخونم روایتشو براتون کانل امیرالمومنین علیه السلام بیت سم بیت القصص یه صندوقچه‌ای داشت یه جایی داشت یه محلی داشت به نام صندوق شکایات که میگه الناس فی رقاع مردم هر مشکلی داشتند مینوشتند مینداختند تو این صندوق و آقا شبها اینا رو تو خونه مطالعه میکرد خیلی نکته مهمی است که یک مسئول ما بارها عرض کردیم حالا مسئولین رده بالا شرایط امنیتی اجازه نمیده ولی یه شهردار تو یه شهر هر شب تو یه مسجدی باشه یه میز خدمتی که الان رسم شده تو نماز جمعه میگذارند یک صندوق بررسی مسائل مردم حالا صندوق قدیم بوده الان که سایت و این تشکیلاته که بتونن راحت مطالبشون رو منتقل کنند این یکی از ویژگی‌های حکومت امیرالمومنین بود چهارم خوشنودی مردم فرمود مالک ولکن احب احب الامور الیک اوسط فی الحق تا میتونی در چارچوب قانون مردم عصبانی نکن قوانینی که میذاری کارایی که انجام میدی اینها باعث خوشنودی مردم باشه مردم در واقع به نظراتشون اهمیت داده بشه خودشم اینطور بود ظهر گرما تو کوچه‌های کوفه راه افتاده بود یه خانم فریاد میزنه آقا نجاتم بده چی شده گفت شوهرم زده از خونه بیرونم کرده آقا دنبالش راه افتاد اومد در خانه‌اش به شوهرش سفارش کرد یا عبدلله اتق‌الله جوان از خدا بترس با همسرت مهربان باش دید بچه‌ای گریه میکنه چیه من کنیزم تو یه خانه‌ای خرما خریدم خرما خوب نبوده آمدم پس بدم صاحب مغازه پس نمیگیره برگردم خونه اربابم منو میزنه آقا دنبالش راه افتاد اومد جلوی مغازه حالا داستان مفصله ایستادند تا خرما رو پس گرفت پولشو این سبک امیرالمومنین بود مخصوصا به مستضعفان به فقرا به گرفتاران جامعه حالا شما نان در خانه فقرا بردنش و شنیدید من تو روایت دیدم حضرت گوشت میخرید میپخت تو منزل غذا تهیه میکرد به قول امروزی ها آبگوشت یا سرخ میکرد میبردند در خانه مردم تو ماه رمضان این روایت تو منابع آمده خودشون هم میل نمیکردن مینشستند فقرا مستمندان میل کنند و بعد اون وقت حضرت موعظه‌شون میکرد این ویژگی چهارم حکومت امیرالمومنین پنجم مهربانی با مردم بود فرمود مالک بشین با مردم حرف بزن تجلس لهم مجلس اشعر قلبک الرحمه للرع بشنو حرفای مردم رو گوش بده و المحب لهم و اللطف لهم این هم توصیه دیگر ایشون هست عرض کردم اینا رو که سریع عرض میکنم که بتونم همه رو عرض کنم ششم اتحاد مردم میفرمود با هم باشید اختلاف نداشته باشید فرمود الزموا السواد الاعظم دنبال اجتماع باشید فان یدالله مع الجماعه دست خدا با جماعته خب تفرقه‌هایی که تو حکومت حضرت افتاد حکومت سلب شد بعد از صفین نهروان شکل گرفت تو خود صفین اشعث بن قیس تعداد زیادی از قبیله رو از سپاه امیرالمومنین جدا کرد تو خود جمل یه روز توضیح دادم خب امیرالمومنین نمیخواست جنگ جمل شکل بگیره چقدر تلاش کرد چقدر موعظه کرد چقدر نامه نوشت چقدر پیک فرستاد نمیخواست اصحاب پیغمبر تو روی هم وایسند چه کسانی تو جمل از دست رفتند طلحه زبیر بعضی از اصحاب رسول خدا حضرت میفرمود با هم باشید اتحاد داشته باشید این نکته‌ایست که مخصوصا ما امروز خیلی بهش نیاز داریم حالا انشاالله به حرمت این ماه شرایط کشور عادی خواهد شد و این حوادث و این فتنه و این جنگ به نفع مسلمانان انشاالله پایان خواهد پذیرفت باید حواسمون جمع باشه اتحاد دهم اشاره کردم صندوق شکایات داشتند حضرت مطالب رو میشنیدند توصیه هشتم دفاع از مظلوم فرمود من لم ینصف المظلوم من الظالم کسی که دفاع نکنه از مظلوم در مقابل ظالم خدا قدرت رو ازش میگیره بالاخره خود حضرت شما نگاه کنید در دوران خلیفه سوم خب خیلی اتفاقات افتاد که در دو خلیفه قبلی نبود به همین جهت هم مردم شورش کردند و موجب قتل خلیفه سوم شد که بعد هم این قتل رو گردن امیرالمومنین انداختند به بهانه این قتل جنگ جمل رو علم کردند حضرت دخالتی تو قتل خلیفه سوم نداشت بارها تو نهج‌البلاغه اینو تاکید کرده اما به هر حال یکی از کارهایی که در دوران خلافت خلیفه سوم اتفاق افتاد تبعید افراد بود مالک اشتر عبدالله بن مسعود اباذر امیرالمومنین از اباذر دفاع کرد بدرقه‌ش آمد دفاع از مظلوم میشنید یک جایی ولو به یه غیرمسلمان تو حکومت امیرالمومنین ظلم شده پیگیر میشد آدم میفرستاد این هم ویژگی دیگر امیرالمومنین نهم عرض کردم این ۱۲ مورد رو سریع عرض میکنم که یه جمع‌بندی داشته باشم کیفر خطاکار بله به مالک نوشتند مالک محسن و مسیح پیش تو مساوی نباشه نمیشه که دوغ و دوشاب یکی باشه نمیشه که بد و خوب یکی باشه خدا هم تو قرآن میفرماید نور و ظلمت مساوی نیست عالم و جاهل مساوی نیست خدا هم تو قرآن میفرماید لا یستبل خبیث و طیب خبیث با طیب یکی نیست بالاخره خبیث همیشه بوده زمان پیغمبر ابوجل نبود ابولهب نبود عبدالله بن ابی نبود زمان حضرت موسی علیه السلام سامری نبود مگه نبود پس چرا انبیا رو به شهادت رسوندن زمان امیرالمومنین علیه السلام حضرت نماز میخوند اون منافق میومد جلوش ه آیه قرآن میخوند حواسشو پرت میکرد حرکاتی انجام میداد تو خود صفین جمل کم آقا رو اذیت کرد فرمود خطاکار رو مخصوصا خطاکاران اقتصادی حالا بعضی خطاکار خطاکارهای حکومتی بودن مثلا یه استانداری یه کتابی نوشته یکی از عزیزان ما کتاب خوبیه حالا من کتاب که میگم چون بعضی از اهل جلسه بالاخره علاقمندند برن دنبال کنند به نام کارگزاران امیرالمومنین این کتاب شش جلده بنده تقریبا همشو دیدم خیلی کتاب خوبیه کارگزاران امیرالمومنین نویسنده تمام مسئولین امیرالمومنین رو به نام زندگیشون رو بررسی کرده قاضی ها فرماندهان استانداران ماموران اخذ زکات بازرسهای بازار خب اینا کارگزارای امیرالمومنین بودند دیگه حضرت صدها نیرو داشت البته دستش هم بسته بود همه رو هم از آدمای خوب نمیتونست انتخاب کنه شما فکر نکنید همه هم میشدند کمیل همه هم میشدند مالک اشتر مگه چند تا کمیل و مالک اشتر آقا داشت بالاخره تو این استاندار یکیشون هم زیاده زیاد پدر ابن زیاد خب این آدم علیه السلامی نیست اما آقا دیدن اون شهر خالی میمونه بالاخره فعلا هم وضعیت این خوبه فرستادنش استاندار گرچه بعدا خیانت کرد یکی از همین استاندارها منذر بن جاروده خب این آدم ۴۰۰ هزار درهم اختلاس کرد اصلا کارگزارای متخلف آقا که حالا آمارشون زیاد نیست ولی یه درصدی بودند دیگه بعضیاشون هم اونطور که حضرت میخواست نبودند حالا بعضیا ۲۰ بودن بعضیا زیر ۱۰ بودن بعضیا هم ۱۳ ۱۴ بود نمرهشون مثلا ابن عباس یکی از کارگزارای امیرالمومنین ولی اون کارگزاری نبود که آقا دلش میخواد اونم یه خطایی کرد یه زمینی رو بدون اجازه امیرالمومنین ملحق کرد به اموال خودش خب آقا نامه توبیخ بهش نوشت عثمان بن حنیف استاندار بصره آدم خوبیه ولی خب یه مهمانی رفت که طرف خیلی پولدار بود فقرا هم نبودند آقا نامه توبیخ بهش نوشت آقا تذکر میدادند کیفر خطاکار حتی کمیل که کمیل صددرصد مورد تایید حضرت وقتی معاویه حمله کرد به شهری که کمیل درش استاندار بود و کمیل پست رو رها کرده بود رفته بود یه جور دیگه با معاویه برخورد کنه آقا نامه توبیخ بهش دادند فرمودند چرا رها کردی چرا وای نایستادی چرا خودت در واقع تصمیم گرفتی با اینکه کمیل میدونید یه شخصیت صددرصد مورد آقا با کسی تعارف نداشت حالا یه وقت یه خطای کمیه مثل این کار کمیل یا کار عثمان بن حنیف یه وقتم یه خطای بزرگیه ابن هرمه مسئول اقتصادی اهواز بود خب اختلاس کرد آقا عزلش کرد زندانش کرد هر جمعه میآوردنش نماز جمعه ۳۵ ضربه شلاق میزدند چون کارش کار مالی بود اقتصاد تمام پولها رو ازش گرفت برخورد فرمود محسن و مسید پیش تو یکی نباشند دهم در سیره امیرالمومنین علیه السلام اهمیت به امنیت مردمه خیلی ناراحت میشد امنیت مردم به هم بریزه فرمود بدترین شهرها شهریه که دو چیز نداره یکی امنیت یکی اقتصاد اقتصاد سالم شرالبلاد شرالبلاد بل لا امن فی لا خصب با صاد یعنی آبادانی یعنی کشاورزی یعنی اقتصاد خیلی به امنیت اهمیت میداد لذا وقتی معاویه حمله میکرد به شهرهای تحت فرمان ایشون غارت میکرد حضرت خیلی ناراحت میشد من آدرس میدم ببینید دیگه وقت نیست بگم خطبه ۲۷ نهج‌البلاغه رو ببینید وقتی سفیان ابن عوف خبیث از طرف معاویه شبیخون زد به این شهر الانبار الانبار الان هم تو عراق از شهرهای عراق بود استاندار اونجا رو با ۳۰ نفر به شهادت رسوند بیت‌المال رو به آتش کشید شهر رو غارت کرد و فرار کرد امیرالمومنین این خطبه ۲۷ رو اونجا خونده حتما این خطبه ۲۷ رو ببینید خیلی زیباست راجع به جهاده فرمود الجهاد باب من ابواب الجنه فتح الله لخاصه اولیاه جهاد دری از درای بهشته چرا شما مردم شهر الانبار وای نایستادید از شهرتون دفاع کنید چرا گذاشتید چند تا آدم شهر شما رو امنیتش رو به هم بریزن استاندار رو بکشن مسئولین رو به شهادت برسونن خیلی نامه خطبه جالبیه خطبه ۲۷ بعد از حمله سپاهیان معاویه به شهر الانبار هست این هم دهم یازدهم امیرالمومنین تاکید بر کار داشتند خودش هم یعمل میفرمودند تکدی پروری و بیکاری و بی عاری تو جامعه گسترش پیدا نکنه زندگی مردم با تلاششون اداره بشه و نکته آخر آخر و یازدهم تاکید بر حفظ سنت‌های پسندیده حضرت فرمودند هر شهری هر بلدی برای خودش یه سنت‌هایی داره حالا شاید تو اسلام نیست مثلا من عرض میکنم الان ما خودمون سنت نوروز رو داریم خب حالا سنت نوروز یه سنت اسلامی نیست باستانیه ولی چیز بدی توش نیست صله رحمه رفت و آمده تاکید بر تمیز کردن خونه هاست تاکید بر از بین بردن یعنی اون اصولی که تو نوروز هست اون اصولش همه تو اسلام هست صله رحم ۲۳ تا آیه داره هدیه دادن به بچه ها چقدر تو اسلام تاکید شده نظافت چقدر تاکید شده فرمود مالک حالا که میری مصر اگه دیدی تو مصر یه سنت خوبیه بله یه وقت یه سنت غلطیه مثلا مردم بت میپرستن یه جا نه اما شما میدونید تو اسلام این چهار ماهی که الان ماه حرام هست که یکیش رجب سه تا هم ذی‌قعده و ذی‌حجه و محرم این اصلا مال اسلام نیست مال قبل از اسلام بوده یه سنتی بوده قبل از اسلام امیرالمومنین پیغمبر اکرم وقتی مبعوث شد از خدا حکم این رو خواست خب چیکار کنیم مردمم پرسیدن از پیغمبر چه کنیم این ماههای حرام حکمش چیه

[24:30]بگو پیغمبر به همون قدرت خودش باقی به لذا پیغمبر همه سنت‌های جاهلیت رو از بین نبرد مثلا بعضی از اصلا شما میدونید بعضی از این سنت‌هایی که الان ما تو اسلام داریم اینا مال حضرت عبدالمطلبه

[25:15]یعنی عبدالمطلب جد پیغمبر فرض میکنیم من مثالشو عرض میکنم همین دیه دیه‌ای که الان ما میدیم برای قتل ۱۰۰ تا شتر

[25:36]اینو ایشون گذاشت عبدالمطلب جد پیغمبر گذاشت قبل از اسلام این خمس مال ایشونه ایشون میفرمود بر غنیمت خمس بدید بر درآمد این خمس از زمان عبدالمطلب یعنی بعضی از اموری که الان ما تو اسلام داریم اینا از سنت‌هاییست که جد پیغمبر آورده و پیغمبر ما بعد که آمده به فرمان خدا اینا رو تایید کرده من سه تاشو مثال زدم دیه صد شتر طواف هفت دور و یکیشم بحث خمس حالا ملاحظه میفرمایید حضرت به مالک میفرماید که لا تنقض سنه صالحه عمل بها صدور هذه الامه اگر تو مردم یه سنت خوبیه یه سنت مثبتیه ولو ریشه تو اسلام نداره اینا رو نقض نکن بذار ادامه پیدا کنه اینا توصیه‌های امیرالمومنین علیه السلام در اداره جامعه است حالا اگر سیاست‌های نظامی ایشون سیاست‌های قضایی ایشون سیاست‌های اداری ایشون سیاست‌های عرض میکنم مربوط به حوزه آموزش و پرورش اینا رو خواستید تو این کتابی که عرض کردم سیاستنامه امام علی علیه السلام میتونید ملاحظه بفرمایید خدایا این کشور امام زمان و این کشور امیرالمومنین رو در پناه خودت از خطرات محفوظ بدار خدایا این فتنه و جنگ اخیر رو به نفع مسلمانان و با پیروزیشون به پایان برسان السلام علیک یا اباالحسن یا امیرالمومنین یا علی ابن ابی طالب مثل دیشبی فرق امیرالمومنین میان محراب شکافت در روایت دیدم مرحوم مجلسی در بهار داره حضرت بعد از آنی که گفتن فزت رب الکعبه افتادن رو زمین افتادن روی زمین و این جمله رو گفتن بسم الله و بالله و علی ملت رسول الله وقتی صورتشون رو خاک قرار گرفت این آیه رو خوندن منها خلقنا و فیها من از خاک به دنیا آمدیم به خاک برمیگردیم امام حسن و امام حسین زیر بغل‌های بابا رو گرفتند تو همون حال مردم ابن ملجم رو دستگیر کردند فرار کرد تو کوچه‌های کوفه جمعیت ریختن این قاتل شقی رو دستگیر کردن آوردنش تو محراب مقابل امیرالمومنین آقا با همون فرق شکافته و چشمای خونین سرشون رو بالا گرفتند فرمودند ابن ملجم و الامام کنت لک من بد امامی بر تو بودم من ظلم به تو کردم من چه کردم به تو که این کارو کردی حضرت خودش غصه نمیخورد غصه مردم رو میخورد آقای که شهید شد خوشحال بوده الامام کنت لک من بد امامی بودم سرشو پایین انداخت آقا فرمودند حسنم خیلی ترسیده بود چشماش هدقه بیرون زده بود فرمودند حسنم ببریدش منزل پذیرایی کنید مبادا ابن ملجم بله این سبک امیرالمومنین این روش امیرالمومنین امروز آقا رو آوردن تو خونه تو بستر قرار دادند زینب کبری ام‌کلثوم یه جمله‌ای داره دختر امیرالمومنین این جمله رو شب عاشورا هم فرموده همین روضه من باشه وقتی بابا رو آوردن تو خونه تو بستر نگاه کرد به فرق شکافته بابا گفت لی وای بابا کاش میمردند کاش مرگ دخترت میرسید فرق شکافته تو رو نمیدید همین جمله رو شب عاشورا هم به امام حسین زینب فرمود عرض کرد گفت برادر لی وای کاش زینبت میمرد خبر شهادت تو رو نمیشد خبر شهادت تو رو نمیشید عرض کنم یا امیرالمومنین دخترات امروز تو خونه با فرق شکافته اشک ریختند حسن و حسین گریه کردند مردمم پشت در جمع شده بودند مثل فردایی اجازه ملاقات پیدا کردند بعضیا مثل حجر مثل اصبغ بن نباته آمدند دیدن آقا می‌آمدند گریه میکردند سوال میکردند آقا میفرمود سوالاتتون رو کوتاه کنید من نمیتونم پاسخ طولانی بدم گاهی به هوش میآمدند گاهی از هوش میرفتند ام‌کلثوم میگه من رفتم ملاقات ابن ملجم بهش بگم چرا این کارو کردی گفتم نا نجیب بابام با تو چه کرده بود بابای من خوب میشه اما تو این پرونده سیاه برات میمونه گفت دختر علی منتظر خوب شدن بابات نباش این ضربه و این سمی که من زدم من میدونم چه کردم بابات دیگه از بستر بلند نمیشه بازم امید داشتند امروز امید داشتند اما فردا وقتی طبیب آمد فرق رو نگاه کرد ملاحظه کرد گفت پسر بزرگش چیه گفتن امام حسنه امام حسن رو کنار کشید گفت به باباتون بگید وصیت کنه علی دیگه نمیمونه دیگه نمیمونه طبیبا آوا نکن زخم سرم را مسوزان قلب زینب دخترم را طبیبا کارم از درمان گذشته زد آتش زخم سر این پیکرم را طبیب ببند آنگونه زخمم را که در قبر نبیند فاطمه زخم سرم را نبیند فاطمه زخم سرم را ام‌کلثوم یک ضربه به فرق بابات وارد شده بود اینطور ناله میکردی کربلا چه شد وقتی بدن ابی عبدالله فرقت بالسیوف

Need another transcript?

Paste any YouTube URL to get a clean transcript in seconds.

Get a Transcript