Thumbnail for Serial Omar  - Episode 48 - سریال ترکی عمر - قسمت 48- دوبله فارسی by OTV Gold

Serial Omar - Episode 48 - سریال ترکی عمر - قسمت 48- دوبله فارسی

OTV Gold

38m 8s1,575 words~8 min read
Auto-Generated

[0:06]تونا اینقدر ناراحت نشو خودتو داغون کردی عزیزم. تونا ناراحت نباش دیگه قربونت برم به خودت بیا. تو رو خدا اینجوری نکن شازده کوچولو پا شو پا شو عزیزم پا شو سرتو بالا بگیر پا شو تونا. به خدا ناراحت بشم عزیزم. سرتو بالا بگیر بابا مرد. اه ول کن دیگه تونا. چی شده؟ تونا

[0:30]چی شده؟ چرا گریه می‌کنی ها؟ معلم عمر رو اخراج کردن. چی؟ مامان من دیگه مدرسه نمی‌رم. منم نمی‌خوام برم لطفاً. یه لحظه صبر کن ببینم صبر کن پسرم. ولی تونا شاید معلم جدیدتم آدم خوبی باشه. ولی هیچکی مثل معلم عمر نمیشه که. معلومه که اخراجش می‌کنن. بدون اینکه خجالت بکشه رفته تو اتاق ثریا. بره خدا رو شکر کنه ننداختنش زندان. مامان میشه لطفاً ساکت شی؟ وضعیتشو نمی‌بینی مامان؟ خوب راست می‌گم خوب شد دیگه با اون وضعش می‌خواست بره به بچه‌ها درس هم بده. مامان هی من می‌گم حرف نزنم. تو رو خدا یه جوری حرف نزن انگار عمر رو نمی‌شناسی. عمر همچین آدمی نیست اگه همچین کاری کرده باشه حتماً دلیل داره. دارم به بچه تهمت می‌زنم. صادق. ببین شروع نکن این دفعه همه‌تونو دسته‌جمعی از خونه می‌ندازم بیرون‌ها. که حتماً دلیلی داشته. چه دلیلی؟ ملاحت اونجا یه چشمش خونه یه چشمش اشک خونوادگی داغون شدن. خدا سر هیچکی نیاره حتی دشمنشم نیاره. ای خدا. بیا تونا بیا بریم توی اتاق. بیا عزیزم. لطفاً برو با مدیر حرف بزن یا معلم برگرده مدرسه یا منم دیگه اونجا نرم. لطفاً تو رو خدا. ای خدا یه من لجبازی این بچه‌م دقیقاً به تو رفته غمزه. مامان. باشه باشه حرف می‌زنم. من می‌رم باهاش حرف می‌زنم نگران نباش. حالا شما برین لباستونو عوض کنین بیاین. برو عزیزم. تو هم برو. آفرین بریم زود باشین. بیا عزیزم بیا. بدو. منو ببین تو می‌خوای بری با کی حرف بزنی؟ زود باش بگو ببینم. برید به جهنم اون دیگه نمی‌تونه برگرده مدرسه. حسنی بی‌خیال اون نمی‌شه. یعنی نمی‌ذاره دوباره برگرده مدرسه. کار خوبی هم می‌کنه. اون عمرخان حقشه. آره حقشه. تازه می‌گه حقشه. می‌گه حقشه. شش. اوه.

[2:47]عمر این حرفا حقیقت داره؟ آخه چطور ممکنه چطور باهات همچین کاری رو کردن؟ عمر من بهت گفته بودم. گفته بودم که ما می‌دونستیم اینجوری می‌شه. صبر کن یه لحظه آروم باش. چطور آروم باشم؟ چطور می‌تونم باهات همچین کاری رو بکنن؟ یعنی چی از مدرسه بیرونت کردن؟ چرا انقدر بی‌وجدانن؟ تقصیر اونه اونو ازت شکایت کرده. احتمالاً. تا وقتی ثریا واقعیتو نگه راحتت نمی‌ذارن. تو الان کجایی؟ تو مغازه تاجی‌ام. من یه راهی پیدا می‌کنم شب میام پیشت. خوب چطوری می‌خوای بیای؟ مامانت اجازه نمی‌ده. توی خونه به مشکل نخوری. من یه راهی پیدا می‌کنم نگران نباش. من اینطوری نمی‌تونم توی خونه بمونم. خیلی مراقب باش. پیاده نایست تاکسی سوار شو. باشه. شوهر جونم. آها راستی. دوستت دارم. منم دوستت دارم. می‌بینمت.

[4:29]برات یه قهوه خوب درست کنم بیارم؟ نه نمی‌خوام. ولی من می‌خورم. خوب واسه من درست می‌کردی. جریان چیه؟ مامان. ها. مامان. ها. من و اردال شب می‌خوایم همدیگه رو ببینیم. غمزه ببین. این خیلی خوشگله. این مدل لباس عروسه خیلی بهت میاد. رو شونه‌هاشم خیلی خوشگله مگه نه؟ آره آره خیلی قشنگه. بگذریم مامان. انگار نشنیدی گفتم شب با اردال می‌خوام برم بیرون. باشه ولی بیا دم در تو رو از اینجا ببره. مامان یارو دکتره راننده من نیست که نمی‌تونه هر دقیقه از بیمارستان بیاد بیرون. اصلا می‌خواین بریم رستوران من. خودم با تاکسی می‌رم دیگه. پس بذارین یه وقت دیگه. وقتی که اردال وقتش برید. تو هیچی نگو. آه. تو هیچی نگو. خوب مامان سوار تاکسی می‌شه و می‌ره. قرار نیست که هر روز بیاد دم در دنبالش. تو دیگه شروع نکن. باید بیاد. من باید از اینجا ببینم اون سوار ماشین شده فقط اینطوری می‌تونه از خونه بره بیرون. آها راستی اون مدل که بهت نشون دادم. توی یه مغازه توی موداسته به اردال بگو اطراف خونه اونه یه نگاهی بهش بندازین.

[7:34]مامانم دستش درد نکنه. گفت تا تو نیای اجازه نمی‌ده من برم بیرون. یعنی من همچین روزایی رو دارم می‌گذرونم. انقدر حالم گرفتست که نمی‌تونم بگم. خیلی خوب درکت می‌کنم. ولی چیزی نمونده. نگران نباش. به زودی می‌ری خونه خودتو خانوم خودت می‌شی.

[8:00]تونا امروز حالش خیلی بده. آه تونا چی شده؟ به لطف دایی‌جان. آقا عمرو از مدرسه اخراج کردن. آی خدا. ولی دیگه در این حد زیادیه. به نظر منم زیادیه. تونا خیلی ناراحته. می‌گه اگه معلم عمر برنگرده مدرسه نمی‌رم. خوب معلومه بچه ناراحت می‌شه. عمر رو خیلی دوست داره. ببین راستش یه شانس خیلی بزرگیه. من مدیر مدرسه‌ رو می‌شناسم. برادرزاده‌ش یه بیماری سخت داشت و بیمار من بود. خدا رو شکر بهتر شد حالش. یعنی خانوادش مدیون من هستن. شاید اگه باهاش حرف بزنم کاری از دستم برمیاد. تونا هم خیلی خوشحال می‌شه. راستش اینطوری خیلی خوب می‌شه. من به زودی باهاش حرف می‌زنم نگران نباش.

[9:00]بابا جون از این غذایی که درست کردم خوشت نیومد؟ تو که دوست داشتی. یکم ماست هم بخور. نه دخترم دستت درد نکنه. ممنونم. اشتها ندارم. یعنی عمو عمر دیگه نمی‌یاد این خونه؟ گفتم که نمی‌آد. چی رو می‌پرسی؟ چی رو نمی‌فهمی ها؟

[9:19]از مدرسه اخراج شد. خوب الان چیکار می‌کنه؟ از مدرسه اخراج شد؟ کی اینو بهت گفت؟ یعنی چی؟ عمو عمر به شما نگفت از مدرسه اخراج شده؟ کل مدرسه دارن درباره این حرف می‌زنن. منم وقتی معلما حرف می‌زدن شنیدم. مدیر اخراجش کرد.

[9:42]معلوم بود اینجوری می‌شه. آخ عمر آخ آخ آخ. بابا الان پول هم نداره. به بانک هم بدهکاره. چی می‌شه؟ این چه غلطی می‌خواد بکنه؟

[10:13]بابا. تو استعفاتو دادی. ولی این همه سابقه داری. خدمت کردی. سابقت تر و تمیزه. شاید قبولش نکردن استعفاتو ها؟ حرف بیخود نزن طاهر. اگه قبول نکنن چی می‌شه؟ پرونده باز کردن علیهمون. بیرون هم کنن بهتره. معلومه که نیست. ولی چطوری می‌خوایم زندگی کنیم؟ چیکار می‌خوایم بکنیم؟ حقوق بازنشستگی من. قربونت بشم حقوق بازنشستگیت قد روزی مورچه است. به چه درد می‌خوره؟ اونم درسته. بابا. من خودم کمکت می‌کنم. تو خودت هم داشتی به ما کمک می‌کردی. می‌رم یه جایی کار می‌کنم. مگه می‌شه همچین چیزی؟ تو این سن و سال می‌خوای چیکار کنی؟ نمی‌شه. منم کار می‌کنم. شکران نشنیده می‌گیرم. اجازه نمی‌دم. ولی این همه زن شاغل تو دنیاست. ولی تو از اون زنا نیستی باشه. تو زن منی. مادر این بچه‌هایی. باید بشینی خونه. من نون‌آور این خونه هستم. باشه ولی خودت می‌گی دست‌تنها نمی‌تونم. ای بابا اعصابمو خورد نکن. یه راهی پیدا می‌کنم دیگه. بسه طاهر همینجوری هم اشتها نداشتم قشنگ زهر مارم کردی. تحویل بگیر. همش تقصیر توئه. اعصابمو خورد می‌کنی بعد بابا میاد سر من داد می‌زنه. خیلی خوب زود باشین اگه خوردین پاشین. برین خونه‌تون. پاشین. بلند شین برین. خیلی خوب پاشین ادا پاشو بیا کمک. آره جمع کن. همش تقصیر توئه. خدایا خودت به من صبر بده ای خدای من.

[11:51]با من بیا. خیلی خوب به نظر می‌رسه. غذای جدید شف اوزگوره. واقعاً؟ ولی می‌خوام اول تو امتحانش کنی. اگه خوشت نمی‌اومد تو منو. یعنی چی؟ نفهمیدم. من باید تصمیم بگیرم. دقیقاً همینطوره. من هر چی گفتم باید همونو انجام بدی. مزش به نظرت چطوره؟

[12:22]عالیه. به نظرم فوق‌العاده است. یعنی خیلی خوشمزه شده. دستتون درد نکنه. اینو سریع بذارین توی منو. سریع بذارین. همه عاشقش می‌شن. خیلی معذرت می‌خوام می‌گم. اگه من همشو بخورم زشت می‌شه خیلی معذرت می‌خوام. معلومه که می‌تونی بخوری نوش جونت. ممنون. از این به بعد اینم می‌ذارم توی منوی غذا. اسمشم می‌ذارم نسا. خیلی ممنون شف. از اینکه بهم اعتماد کردین. خیلی خوشمزه است. عاشقش شدم. نسا. ام. تو چرا از این آدم طلاق نمی‌گیری؟ شف من. خیلی معذرت می‌خوام من خیلی آدم رک و صادقی‌ام. می‌دونم به منم مربوط نیست. ولی اون آدم لیاقتتو نداره. شف اطرافیان منو زندگی من جوری که شما فکر می‌کنین نیست.

[13:14]یعنی خیلی چیزا برای گفتن هست. اما من از همشون گذشتم. اگه من طلاق بگیرم. مجبور می‌شم با خونوادم زندگی کنم. یعنی خونه داداشمو بابام مجبورم با اونا زندگی کنم. یعنی انگار از یه جهنم وارد یه جهنم دیگه شم. تازه اجازه نمی‌دن اینجا کار کنم. یعنی خیلی چیزا هستن. با یکی دیگه آشنا می‌شی نسا. شاید کسی پیدا بشه که تو رو دوست داشته باشه و بهت احترام بذاره. ام. شف من. من پنج تا بچه دارم. تازه من یه بار سوختم. بار دیگه رو نمی‌خوام. یعنی همچین چیزی نمی‌خوام.

[14:26]چیزه دستتون درد نکنه ممنون. آره آره حالا می‌بینین.

[32:00]اگه می‌دیدید تونا چقدر گریه کرد. می‌گفت اگه معلم عمر برنگرده منم مدرسه نمی‌رم. ناراحت نباش. باز هم دیگر رو می‌بینیم. با هم نقاشی می‌کشیم خوب برو. برو از کلاس جا نمونی برو. زود باش. موفق باشین. موفق باشین. ناراحت نباش. باز هم دیگر رو می‌بینیم. با هم نقاشی می‌کشیم خوب برو. برو از کلاس جا نمونی برو. زود باش. موفق باشین. موفق باشین. تونا برگشت. ناراحت نباش. باز هم دیگر رو می‌بینیم. با هم نقاشی می‌کشیم خوب برو. برو از کلاس جا نمونی برو. زود باش. موفق باشین. موفق باشین. ناراحت نباش. باز هم دیگر رو می‌بینیم. با هم نقاشی می‌کشیم خوب برو. برو از کلاس جا نمونی برو. زود باش. موفق باشین. موفق باشین.

[32:30]ناراحت نباش. باز هم دیگر رو می‌بینیم. با هم نقاشی می‌کشیم خوب برو. برو از کلاس جا نمونی برو. زود باش. موفق باشین. موفق باشین. راستش با مدیر حرف زدم. اون هم دستش درد نکنه. روم و زمین ننداخت. از عمر خواست که برگرده. ولی عمر رد کرد. با منم خیلی بد رفتار کرد. انگار که کار بدی کردم و من فقط می‌خواستم کمک کنم همین.

[37:50]حالا میای؟ الان حال باباجون خیلی بده. مامانم به خاطر این قضیه خیلی ناراحته. به خدا دیوونه شدم. خدایا صبرم بده. نسا تو هم می‌شناسیش دیگه. آقا رشاده دیگه. خیلی آدم باوجدانیه. خیلی آدم خوبی هستش. آره اره حالا می‌بینین.

Need another transcript?

Paste any YouTube URL to get a clean transcript in seconds.

Get a Transcript