Thumbnail for تفاوت سوسیالیسم، کمونیسم، و مارکسیسم (یک‌بار برای همیشه) by Historia

تفاوت سوسیالیسم، کمونیسم، و مارکسیسم (یک‌بار برای همیشه)

Historia

11m 19s1,676 words~9 min read
Auto-Generated

[0:00]سوسیالیسم، کمونیسم، مارکسیسم، حتماً این سه کلمه رو تا به حال بارها و بارها شنیدید. این کلمات برای بعضیامون احتمالاً یادآور کشورهای دیکتاتوری مثل کره شمالی، چین و شوروی باشه و برای بعضی دیگه یادآور مفاهیمی مثل برابری، عدالت و این جور چیزها. شاید در ابتدا اینطور به نظر برسه که بین این کلمات تفاوتی وجود نداره و خیلی وقتا شده که به اشتباه این کلمات رو به جای همدیگه استفاده کرده باشیم. اما حالا سوالی که پیش میاد اینه که اصلا مگه تفاوتی بین کمونیسم و سوسیالیسم وجود داره؟ آیا این کلمات همشون به یه مفهوم مشترک اشاره دارن یا نه؟ هر کدوم از این کلمات معنا و مفهوم خودشون رو دارن و با همدیگه متفاوتن؟ جواب اینه که بله، متفاوتن. در ادامه ویدیو تلاش می کنم این تفاوت رو توضیح بدم.

[0:53]از اونجایی که تمرکز اصلی من در این ویدیو روی شباهت ها، تفاوت ها و مقایسه این کلمات، من سعی می کنم خیلی وارد جزئیات نشم و این کلمات رو فقط تا جایی تعریف کنم که به کارمون بیاد. اما اگه میخواید بیشتر درباره این اصطلاحات بدونید، قبلا برای هر کدوم به صورت جداگانه ویدیو ساختیم که می تونید اونا رو هم تماشا کنید. و اگه برای اولین باره که با کانال ما آشنا میشید، لازمه بگم ما در حال تکمیل آرشیوی ویدیویی از اصطلاحات اسم دار پر تکرار هستیم و تا حالا بیش از ۲۰ اصطلاح رو به این آرشیو اضافه کردیم. پس اگه به این دست ویدیوها علاقهمندید و دوست دارید با معنا و مفهوم اصطلاحات اسمدار آشنا بشید، همین الان کانال رو سابسکرایب کنید و زنگوله کنارش رو هم بزنید. اما برگردیم به بحث خودمون. هر سه مکتب سوسیالیسم، کمونیسم و مارکسیسم، ایدئولوژی های سیاسی اقتصادی اند که مخالف نظام سرمایه داری، مالکیت خصوصی و مدافع مالکیت عمومی و اشتراکی اند. هدف همه اونا رفع مشکلاتیه که به واسطه سیستم سرمایه داری بازار آزاد به وجود اومده و باعث بی عدالتی و استثمار طبقه کارگر شده. اما با وجود شباهت های زیادی که این مفاهیم با همدیگه دارن، تفاوت های عمده ای هم بین اونا وجود داره. این تفاوت ها رو میشه در دو سطح بررسی کرد. اول تفاوتی که در نظریه و تئوری این مفاهیم وجود داره و دوم تفاوتی که در نمود بیرونی این کلمات و در جامعه دیده میشه. واقعیت اینه که اگه بخوایم رد پای این ایدئولوژی ها رو در تاریخ پی بگیریم، می تونیم تا دوران یونان و ایران باستان به عقب برگردیم. برای مثال، افلاطون در یونان و مزدک بامدادان در ایران ایده هایی سوسیالیستی داشتند. اما ایدئولوژی سوسیالیسم به معنای امروزی ش بعد از انقلاب صنعتی و اواخر قرن هجدهم و در واکنش به نابرابری ها و بی عدالتی های نظام سرمایه داری ایجاد شد. سوسیالیسم که در لغت به معنای اصالت جمع و جامعه گراییه، مخالف سرسخت نظام سرمایه داری و مالکیت خصوصی بود و حرف اصلیش هم این بود که می گفت، توی نظام سرمایه داری کارگرها که اصلی ترین عامل ایجاد سرمایه هستند، دارن کمترین سود رو از سرمایه تولیدشون می برن و بیشتر سود به جیب سرمایه دارهای میره که مالکیت ابزار تولید رو در اختیار دارند. پس میشه گفت سوسیالیسم ایده ای بود که به دنبال راهی می گشت برای برقراری عدالت و برابری. در راه رسیدن به این برابری و عدالت یکی از اصلی ترین شعارهای سوسیالیست ها این بود. هر کس به اندازه توانش کار کند و هر کس به اندازه کارش سهم ببرد که این یعنی کارگرانی که در یک کارخونه کار می کردند، باید سود بیشتری از مالکین و سرمایه داران می بردند. حالا در قرن نوزدهم گروه ها و احزاب مختلفی شکل گرفتند که هر کدوم به نوبه خودشون می خواستند ایده های برابری خواهانه سوسیالیسم رو در عمل اجرایی کنند. یکی از این جریانات و میشه گفت مهمترینش، کمونیسم بود. همونطور که گفتیم یکی از مهمترین انتقاداتی که سوسیالیست ها به نظام سرمایه داری داشتند، مالکیت خصوصی بود. اما کمونیسم که یکی از شاخه های سوسیالیسم محسوب می شد، تمام مشکل رو در مالکیت خصوصی می دید و ادعا می کرد ریشه تمام نابرابری ها در نظام سرمایه داری برمیگرده به همین مالکیت خصوصی. در نتیجه کمونیست ها از همون ابتدا به دنبال از بین بردن و حذف مالکیت خصوصی بودند و مالکیت عمومی و اشتراکی رو پیشنهاد می دادند. در اواسط قرن نوزدهم عده ای از کمونیست ها در لندن اتحادیه ای تاسیس کردند به نام اتحادیه کمونیست ها و قرار بر این شد که کارل مارکس به همراه رفیقش فردریک انگلس مانیفست یا بیانیه این اتحادیه رو بنویسند و در اونجا اصول و مواضع اتحادیه کمونیست رو شرح بدهند. نتیجه همکاری این دو نفر شد جزوه ای تحت عنوان مانیفست کمونیست. مارکس و انگلس در این جزوه که به نوعی فلسفه و تئوری حزب کمونیست محسوب میشد، تند و کوبنده انتقاداتشون رو به نظام سرمایه داری بیان کردند و جامعه آرمانی کمونیسم که عملاً بهشت کارگران بود رو چنان جذاب و هنرمندانه ترسیم کردند که باعث شد پیروان زیادی رو به خودش جذب کنه و تا سالها حتی عده ای این جزوه رو کتاب مقدس و مارکس رو پیامبر جدید خودشون میدونستن. به این ترتیب مفهوم جدیدی تحت عنوان مارکسیسم پدید اومد. از تفاوت های اصلی دیگه کمونیسم و خصوصاً کمونیسمی که مارکس بهش معتقد بود، یعنی مارکسیسم، این بود که اومد شعار اصلی سوسیالیسم یعنی هر کس به اندازه توانش کار کند و هر کس به اندازه کارش سهم ببرد رو تغییر داد و گفت هر کس به اندازه توانش کار کند و هر کس به اندازه نیازش سهم ببرد. بنابراین در سوسیالیسم ثروت مطابق با کار و تلاشی که افراد انجام می دن توضیح می شه اما در کمونیسم ثروت مطابق با نیاز که افراد دارند توضیح می شه. یکی دیگه از تفاوت های اساسی کمونیسم با سوسیالیسم، باور به انقلاب و حتمی بودنش. مارکس معتقد بود تاریخ تمام جوامع تاریخ مبارزات طبقاتیه. در باور اون راه رسیدن به برابری و ایجاد جامعه مطلوب کمونیستی تنها و تنها از طریق انقلاب ممکن بود. مارکس با ایده کمونیسم این آگاهی رو وارد طبقه کارگر کرد که کارگرها یا طبقه پرولتاریا باید با انقلاب علیه طبقه سرمایه دار یا بورژوا ابزار تولید رو در اختیار بگیرند و خودشون رو از زیر یوغ طبقه حاکم آزاد کنند. اما در تفکر سوسیالیسم انقلاب تنها راه رسیدن به برابری و عدالت نیست و تاکید سوسیالیست ها روی روش های اصلاح طلبانه و دموکراتیک تره. حالا تا اینجای بحث بیاین یه مرور کلی و تاریخی داشته باشیم ببینیم چی به چی شد. همونطور که گفتیم سوسیالیسم یه ایده و یه مفهوم کلیه در جهت ایجاد برابری در اجتماع که خیلی قبل تر وجود داشت. عده ای از سوسیالیست ها که سعی داشتند ایده های سوسیالیستی رو به واسطه انقلاب کارگری در عمل اجرایی کنند کمونیسم رو تشکیل دادند و عده ای از کمونیست ها که پیرو فلسفه و تئوری حزب کمونیست یا همون مانیفست کمونیست بودند مفهوم مارکسیسم رو شکل دادند. به بیان دیگه کمونیسم زیر مجموعه سوسیالیسم و مارکسیسم زیر مجموعه کمونیسم. مهمترین تفاوت سوسیالیسم و کمونیسم در سطح اجتماع اینه که هدف اصلی کمونیسم ایجاد جامعه ای بدون نظام طبقاتی و بدون حکومته و هدف سوسیالیسم دست یابی به برابری و عدالت بین اعضای جامعه است. اما از اواسط قرن نوزدهم چون مارکسیست ها موفق شده بودند بین بقیه گروه های سوسیالیستی که در اون دوران وجود داشت قدرت و اعتبار بیشتری کسب کنند و بقیه رقبا رو کنار بزنند و عملاً تبدیل بشن به جریان اصلی احزاب چپ تقسیم بندی این کلمات و مفاهیم هم پیچیده و مبهم شد و خیلیا دیگه این سه مفهوم که با هم اشتراکات زیادی داشتند رو یکی در نظر گرفتند. از طرفی دیگه خود مارکس توی نوشته هاش به تفاوتی مهم بین جامعه سوسیالیستی و جامعه کمونیستی اشاره میکنه که همیشه به عنوان یکی از مهمترین تفاوت های سوسیالیسم و کمونیسم در نظر گرفته میشه. از نظر مارکس حکومتی که بعد از انقلاب کارگران علیه نظام سرمایه داری شکل می گیره، حکومتی سوسیالیستیه. در این جامعه سوسیالیستی مالکیت خصوصی از بین میره و مالکیت اشتراکی جای اونو می گیره و سود کار تمام افراد به شکل مساوی بین همه تقسیم میشه. اما مارکس معتقد بود که سوسیالیسم مقصد نهایی نیست، بلکه مرحله گذاری از جامعه کاپیتالیستی به جامعه آرمانی کمونیستی.

[9:00]در واقع به بیان مارکس جوامع برای دستیابی به جامعه کمونیستی که در اون نه طبقه ای وجود داره نه حاکمی وجود داره و نه پول توش معنایی داره ناگزیرند ابتدا از جامعه سوسیالیستی گذر کنند. در اکتبر ۱۹۱۷ بالاخره انقلابی که مارکس ازش به عنوان انقلاب دیکتاتوری پرولتاریا یاد می کرد به رهبری ولادیمیر لنین در روسیه به وقوع پیوست و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به عنوان اولین حکومت سوسیالیستی جهان تاسیس شد. بعد از اون مائو زدونگ که یک تئوریسین مارکسیست بود موفق شد دومین حکومت سوسیالیستی جهان یعنی جمهوری خلق چین رو به وجود بیاره. و در ادامه ایجاد حکومت های سوسیالیستی متعدد در سراسر دنیا باعث شد سوسیالیسم هم وارد فاز جدیدی بشه و حالا مفهوم سوسیالیسم با حکومت های سوسیالیستی معنا بشه. پس با این تعاریف در یک جامعه سوسیالیستی دولت و حکومتی وجود داره که مسئول جمع آوری و توزیع ثروت به صورت مساوی و عادلانه بین تمام افراد جامعه است. اما در یک جامعه کمونیستی نه تنها دیگه نیازی به حکومت نیست حتی پول هم دیگه توش معنایی نداره. تفاوت دیگه ای که بین جوامع سوسیالیستی و کمونیستی وجود داره بحث دموکراسی و دینه. سوسیالیسم در چارچوب دموکراسی می تونه وجود داشته باشه و اصولاً یک جامعه سوسیالیستی باید دموکراتیک و مردمی باشه. به همین دلیل داشتن دین و اعتقادات شخصی توش آزاده. اما در یک جامعه کمونیستی سیستم تک حزبی و غیر دموکراتیکه و همه چیز تحت کنترل و مالکیت رژیم کمونیستی قرار داره. در جامعه کمونیستی تمام ادیان ملغا میشن و خود حزب کمونیست تبدیل میشه به دین. در پایان به عنوان خلاصه و جمع بندی بحث، میشه یه بار دیگه گفت: سوسیالیسم، ایده و مکتبی مبتنی بر اصالت جامعه و برابری اجتماعیه. کمونیسم یکی از زیر شاخه ها و شکل عملی و مقصد نهایی سوسیالیسم و مارکسیسم تئوری و فلسفه کمونیسم به حساب میاد. ممنون که تا انتها همراه بودید. شما هم اگه تفاوتی بین این مفاهیم به نظرتون میاد، حتماً توی کامنت ها بنویسید.

Need another transcript?

Paste any YouTube URL to get a clean transcript in seconds.

Get a Transcript